Logo

فرهیختگان نوآور

آموزش ، کارآفرینی

منو

خانه / کسب و کار و منابع انسانی /

پیروزی های سمی در مذاکره

پیروزی های سمی در مذاکره
نویسنده: دکتر زهره مستوفی فر

تاریخ انتشار: 1404/09/18

810

40

پیروزی های سمی در مذاکره

پیروزی‌های سمی در مذاکره: بردهایی که اعتماد را می‌سوزانند و همکاری را نابود می‌کنند

چکیده: مذاکره در سازمان‌ها، کسب‌وکارها و روابط حرفه‌ای تنها به گرفتن امتیاز ختم نمی‌شود؛ کیفیت رابطه، سطح اعتماد و پایداری توافق نیز جزئی جدایی‌ناپذیر از موفقیت‌اند. با این حال، برخی از «بردها» اگرچه در ظاهر دستاورد محسوب می‌شوند، اما در عمق رابطه را تخریب کرده و پایه‌های همکاری آینده را سست می‌کنند. این مقاله با تکیه بر تحلیل‌های روانشناسی و نظریه‌های مذاکره، مفهوم «پیروزی‌های سمی» را تشریح و پنج گونه اصلی آن را معرفی می‌کند: برد فشار، برد ترس، برد فریب، برد سلطه و برد فرسایش. بررسی نمونه‌های واقعی و یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد موفقیت پایدار در مذاکره تنها زمانی شکل می‌گیرد که اعتماد، احترام و امنیت روانی طرفین حفظ شود. در پایان نیز راهکارهایی برای تبدیل بردهای کوتاه‌مدت و مخرب به پیروزی‌های پایدار و سازنده ارائه می‌شود.

مقدمه
بردن در مذاکره همواره به معنای «به‌دست‌آوردن چیزی در کوتاه‌ترین زمان» نیست. در بسیاری از تعاملات مدیریتی، قراردادی یا سازمانی، ممکن است طرفی امتیازی بگیرد، قرارداد را پیش ببرد یا توافقی را به ظاهر با موفقیت ثبت کند؛ اما این موفقیت ظاهری در ادامه راه به شکل کاهش همکاری، بی‌اعتمادی، عقب‌نشینی طرف مقابل یا حتی شکست رابطه نمایان شود. چنین موفقیت‌هایی در ادبیات جدید مذاکره «پیروزی‌های سمی» نامیده می‌شوند؛ دستاوردهایی با نتیجه فوری، اما هزینه‌های میان‌مدت و بلندمدت.

پژوهش‌های فیشر و یوری (2011) نشان می‌دهد کیفیت رابطه در مذاکره به اندازه نتیجه آن اهمیت دارد و هر شکلی از فشار یا فریب، اگرچه توافق را تسریع کند، اما به تدریج اعتماد را فرسوده کرده و هزینه‌های نادیدنی ایجاد می‌کند. این مقاله با رویکردی تحلیلی به این پرسش پاسخ می‌دهد که چه نوع «بردهایی» می‌توانند به مذاکره آسیب بزنند و چگونه می‌توان از آن‌ها جلوگیری کرد.

۱. برد فشار: توافقی که روی اجبار ساخته می‌شود
برد فشار زمانی رخ می‌دهد که یکی از طرفین با استفاده از ضرب‌الاجل، تهدید ضمنی، فشار کلامی یا محدود کردن گزینه‌های طرف مقابل، او را به پذیرش توافق وادار کند. از نظر روانشناسی، مغز انسان شرایط فشار را به عنوان «تهدید» رمزگذاری می‌کند. در نتیجه، حتی اگر توافقی امضا شود، رابطه وارد وضعیت «حالت دفاعی» می‌شود.

مطالعات چالدینی (2021) نشان می‌دهد تصمیم‌هایی که تحت فشار گرفته می‌شوند، نرخ پشیمانی و بازگشت‌پذیری بالایی دارند. بنابراین، برد فشار شاید سریع‌ترین نوع دستاورد باشد، اما طول عمر بسیار کمی دارد و اغلب همکاری‌های بعدی را مسموم می‌کند.

۲. برد ترس: زمانی که اضطراب جایگزین اعتماد می‌شود
در این الگو، مذاکره‌کننده با ایجاد ترس — تهدید به پیامدهای قانونی، قطع همکاری یا ایجاد زیان جدی — طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی می‌کند. تفاوت برد ترس با برد فشار در این است که فشار از بیرون وارد می‌شود، اما ترس درونی می‌شود و به یک «حالت پایدار روانی» تبدیل می‌گردد.

یافته‌های حوزه امنیت روانی نشان می‌دهد زمانی که طرف مقابل در یک مذاکره احساس تهدید کند، سیستم عصبی او وارد مرحله «جنگ یا گریز» می‌شود. چنین حالتی هرگونه اعتمادسازی را از بین می‌برد و حتی کوچک‌ترین اختلاف در ادامه مسیر، به یک بحران تبدیل می‌شود. برد ترس اگرچه می‌تواند کوتاه‌مدت نتیجه بدهد، اما تداوم رابطه را تقریباً ناممکن می‌سازد.

۳. برد فریب: ظاهراً هوشمندانه، اما عمیقاً ویرانگر
بسیاری از مذاکره‌کنندگان گمان می‌کنند پنهان کردن بخشی از اطلاعات، دادن نشانه‌های غلط یا استفاده از بلوف نوعی «نبوغ تاکتیکی» است؛ اما پژوهش‌ها خلاف این را نشان می‌دهد. براساس تحقیقات گاتمن (2014)، هرگونه کشف فریب (حتی فریب‌های کوچک) باعث می‌شود اعتماد در روابط کاری تا ۶۰ درصد کاهش یابد و بازسازی آن معمولاً سال‌ها طول می‌کشد.

برد فریب اگرچه می‌تواند توافق را به نفع یک طرف تغییر دهد، اما ارزش واقعی رابطه را از بین می‌برد. در بسیاری از موارد، طرف مقابل در همکاری‌های بعدی یا امتیاز نمی‌دهد، یا رابطه را به طور کامل قطع می‌کند.

۴. برد سلطه: برنده‌ای بزرگ اما تنها
برد سلطه زمانی رخ می‌دهد که یکی از طرفین از جایگاه رسمی، قدرت سازمانی، نفوذ یا موقعیت سیاسی خود استفاده کند تا طرف مقابل را به پذیرش نظر خود وادارد. این نوع پیروزی ظاهراً قدرتمند و قطعی به نظر می‌رسد، اما در عمق رابطه، نوعی «تحقیر» یا «کوچک‌سازی» روانی ایجاد می‌کند.

مطالعات رفتار سازمانی نشان داده‌اند افرادی که تحت سلطه قرار می‌گیرند، در همکاری‌های بعدی:

  • کمترین سطح وفاداری،
  • بالاترین سطح مقاومت پنهان،
  • و بیشترین احتمال مقابله‌جویی

را نشان می‌دهند. بنابراین برد سلطه معمولاً پیامدهایی پنهان و بلندمدت دارد که هزینه‌های سازمانی قابل توجهی ایجاد می‌کند.

۵. برد فرسایش: وقتی خستگی به‌جای منطق تصمیم می‌گیرد
برخی مذاکره‌کنندگان آگاهانه یا ناخواسته از تاکتیک «فرسایش» استفاده می‌کنند: جلسات طولانی، پیچیده‌سازی مسائل، تکرار بحث‌ها، تغییر مداوم پیش‌نویس یا ابهام‌سازی در مفاد.

از نظر تحلیل رفتاری، خستگی باعث کاهش قدرت تصمیم‌گیری منطقی می‌شود و باعث می‌گردد طرف مقابل به امید رهایی از وضعیت، توافق را بپذیرد. اما این توافق معمولاً ناپایدار است. طرف خسته در آینده نه‌تنها برای همکاری تمایلی ندارد، بلکه احساس بی‌عدالتی یا سوءاستفاده می‌کند که این خود به کاهش اعتماد و افزایش انفعال یا مقاومت منجر می‌شود.

تحلیل روان‌شناختی: چرا بردهای سمی ریشه‌ای آسیب‌زا هستند؟
پنج الگوی فوق در ظاهر متفاوت‌اند، اما پشت همه آن‌ها یک سازوکار مشترک نهفته است: تخریب امنیت روانی و کاهش سرمایه اعتماد.

اعتماد در مذاکره نوعی سرمایه اجتماعی است؛ اگر آسیب ببیند، هزینه بازسازی آن چند برابر می‌شود. پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهد:

  • اعتماد شکسته‌شده سرعت تصمیم‌گیری مشترک را کاهش می‌دهد،
  • هزینه‌های کنترل و نظارت را افزایش می‌دهد،
  • و احتمال شکست همکاری را بالا می‌برد.

به همین دلیل در مذاکره، گاهی «نبردن» بهتر از «برد سمی» است.

چگونه می‌توان بردهای سمی را به پیروزی پایدار تبدیل کرد؟

  • ۱. شفافیت به‌جای فریب: اطلاع‌رسانی روشن و دقیق نه‌تنها اعتماد را تقویت می‌کند، بلکه طرف مقابل را شریک تصمیم می‌سازد، نه سوژه آن.
  • ۲. گفت‌وگوی امن به‌جای فشار و ترس: مذاکره‌ای موفق است که هر دو طرف احساس کنند می‌توانند آزادانه نگرانی‌های خود را بیان کنند.
  • ۳. احترام متقابل به‌جای سلطه: استفاده از قدرت رسمی در مذاکره، مانند وام گرفتن از آینده است؛ امروز سود می‌دهد، اما فردا بدهی آن برمی‌گردد.
  • ۴. جلسه حرفه‌ای به‌جای فرسایش: جلسات کوتاه، هدفمند و ساختارمند تصمیم بهتر و پایدارتر تولید می‌کنند.
  • ۵. تمرکز بر رابطه، نه فقط نتیجه: در مذاکره‌های حرفه‌ای، رابطه سرمایه اصلی است؛ نه محتوای توافق.

جمع‌بندی
بردهای سمی در مذاکره از آن دست پیروزی‌هایی هستند که در لحظه شیرین‌اند اما در ادامه، رابطه را مسموم می‌کنند، اعتماد را می‌سوزانند و همکاری را نابود می‌سازند. فشار، ترس، فریب، سلطه و فرسایش، اگرچه گاهی توافق فوری ایجاد می‌کنند، اما از پایدارترین اصول مذاکره — اعتماد، احترام و امنیت روانی — می‌کاهند.

بر اساس یافته‌های پژوهش‌های معتبر، موفقیت واقعی در مذاکره تنها زمانی حاصل می‌شود که نتیجه و رابطه همزمان تقویت شوند. به بیان دیگر، پیروزی زمانی ارزشمند است که پایدار، اخلاقی و قابل تکرار باشد. مذاکره عرصه «بردن هرچه بیشتر» نیست؛ عرصه ساختن آینده مشترک است.

منابع:

  • Fisher, R., Ury, W., & Patton, B. (2011). Getting to Yes: Negotiating Agreement Without Giving In.
  • Cialdini, R. (2021). Influence: Science and Practice.
  • Gottman, J. (2014). The Science of Trust.
امتیاز این مقاله: ( نفر)
« نظرات »
« ثبت نظر »